درمورد خراسانپور از حیدری وجودی، داکتر سینا،داکتر شهرانی و دیگران

گذرگاه خورشید

گذرگاه خورشید نام مجموعۀ شعری است ازشاعرفرهیخته وفرهنگی سخت کوش و با احساس کشورمان، جناب آقای اسماعیل خراسانپوررئیس انجمن فرهنگی « نور» درشهرکالگری ایالت البرتای کانادا که اخیراً در97 صفحه با یک زندگینامه مختصر، دوتقریظ به قلم دانشمندان فرزانۀ کشورجناب حیدری وجودی بیدل شناس سرشناس وجناب پروفیسوراستاد عنایت الله شهرانی وگزیدۀ 36 قطعه سروده درموارد مختلف درسال 1386 خورشیدی به زیورچاپ آراسته گردیده است.

شاعردراین مجموعه پیرامون محبت وجایگاه میهن، ارزش گرانسنگ هویت، مقام زن، آزادی، باورهای انسانی وپاسداری ازجایگاه برخی ازنخبه گان وقله های شامخ سرایندگان سرود جانبخش شعرفارسی به سرایش پرداخته است که هرکدام ازاین سروده ها حاوی پیامهای ارزشمند دربافت هنرماندانۀ شعری است که با الفاظ زیبا وسیالیت بیشترشعری بیان گردیده اند.

بزرگان ادب را باوربراین است که شعرواقعی مادامی میتواند ازشعریت واحساس ژرف درونی برخوردار باشد که شعربه سراغ شاعرآمده باشد، نه اینکه شاعربدنبال آن باشد. یعنی شعرراستین درحقیقت بیان یک الهام وسوزاست که درونمایۀ آن درشاعروجود دارد. وخراسانپورنیز ازهمین دست است. او کسی است که هرواژۀ شعرش برخاسته ازعینیت زندگیش است. خراسانپوراگرازآزادی سخن میگوید، دراین راه سالهای متمادی اززندگی خویش مایه گذاشته و برای به آغوش کشیدن آزادی به پیشوازمرگ شتافته است. ازین رهگذراست که وقتی ازآزادی سخن میگوید، ارزش آنرا با تمام وجودش لمس میکند. اگراززمستان حرفی به میان می آورد، با چشم دل خویش میبیند واحساس میکند که هیولای جهل درهیئت آزمندان زروزورچگونه هستی این مردم را به تاراج برده وآنان را به خاک سیاه نشانده اند. او درشعرزمستان خویش زندگی واقعی مردمان درسوگ نشستۀ کشورش را خیلی هنرمندا نه به تصویرمیکشد، اما با دریافت وضعیت سیاسی- اجتماعی افغانستان، جزتوسل جستن به درگاه پروردگارتوانا هیچ مرجع امیدواری بخشی را که به حال محرومان بیندیشد، نمیبیند.

لازم میدانم تا برای اثبات آنچه که درباب اشعارپرمحتوای آقای خراسانپوربه بشارت گرفته شد، داوری آنانی را به قضاوت بنشینیم که با حوصله مندی هرچه بیشتراین مجموعه را بخوانش گرفته ودراین راستا ابرازاندیشه نموده اند. استاد ورجاند وبیدل شناس خوب کشورمان جناب حیدری وجودی اینگونه باوردارد: «خوانند گان گرامی میدانند که این اشارات رنگ تمهیدی دارد. درارتباط سروده های گیرا ودارای نظام ادبی جوان پاک دل وپاکیزه روان، جناب محمد اسماعیل خراسانپور، فرزند بدخشان، سرزمین شاعرپروری که با گواه تاریخ وفرهنگ تاریخ، اوضاع اقلیمی، فضا وجوفرهنگی آن، گویا برای روش وبالش سخن وسخنورآفریده شده است.

سخن برسرسروده های شاعرجوان وتوانایست که با زبان وزمان وشیوه وسلوک وطرزبیان شاعرانۀ شاعران روزگارخویش، نه تنها آشانایی نظری دارد، بلکه توانسته ومیتواند با سرایشگران هم روزگارخویش همگام باشد.

این نکته را اضافه مینمایم که من ازطهارت زبان ودل این شاعرجوان ستایش میکنم، که این فضیلت را (تقوای هنرادبی) میخوانند که نمای شخصیت اصلی شاعر، ادیب ودانشمندان میباشد. درسروده های خرانسانپوراین نکته پسندیده است که بزرگان گفته اند: گویاترین معرف شعر، نفس شعراست».

همینگونه جناب پروفیسورواستاد گرانمایه عنایت الله شهرانی درمورد خصوصیت وویژگیهای شعری وشاعراینگونه ابرازنظرمینماید: « معلوم است که خراسانپوردرغیرت بمانند سلفش ناصرخسرو شباهت دارد ونیزدانسته میشود که وی به اشعارملکوتی حضرت ابوالمعانی بیدل علاقمند وکلیات اورا خوانده ومطالعۀ اشعارمولا نا وبیدل وخسرو ودیگران درپختگی ونضج کلام او اثرات عمیق داشته. چنانچه درسیاق فطرت آزاده پسندی بیدل که میگفت:

شورشربسیاردارد با تعلق زیستن           کم زبیدل نیستید این فتنه ازسرواکنید

یکتعداد اشعاراسماعیل خراسانپوربه نوع سیلابهای سبک هندی ویا روش بیدلی بمشاهده میرسد:

ندارد یک نفس آرام ودایم موج درموج است        نماید رمزهستی قامت  فرزانۀ  دریا

چو موج  اندرنهاد من خیال  آرمیدن نیست          قرارم نیست یکدم چون تن دیوانۀ دریا

ازبیت پائین خراسانپور چنین برداشت مینمایم که اوشاعرآزاد اندیش وصاحب اعتماد برخود است:

هنرمند آن شد که نو آفرید         سزد شعررا تا نو آید پدید...

تمام اشعارشاعروارسته وبلند پایۀ بدخشان خراسانپور را به بسیارشوق وذوق افراطی خواندم ومنحیث یک بدخشانی وعاشق شعردرپایان برایم چنین تداعی شد که خراسانپور شاعرعالی مقام وصاحب طبع رسا و گفته های او همه ازعالم بالا برایش الهام شده اند».

آری! به گفتۀ بزرگان ونخبگان که بزرکترین معرف شعر، نفس شعراست؛ درپی چند نمونه ازاشعارپر محتوای آقای خراسانپوررا بطورنمونه می آوریم تا خوانند گان خود درجایگاه داور، به داوری بنشینند. من ازبارگاه خدایی که برترین نعمتش برای بشریت آگاهی وخرد است، برای آقای خراسانپور شاعرفرهیخته وآزاد اندیش آرزوی کامگاریهای هرچه بیشتری درراستای باروری فرهنگ نموده امید واریم که روزی شاهد آفرینشهای فراوان وی دراین عرصه باشیم.

                                            زمستا ن

درنیمه های شب

درفصل سرد وتیرۀ پائیز

درشامگاه سرد

آوازجانگدازتبه کرد خواب من

آوازچون شرر

زان سوی بحروبر

ازگوش برجگر

نقبی زد وتمام تنم سوخت پا زسر

فریاد درد ناک چنین بود:

ای برترازگمان

بخشنده- مهربان

ما دلشکسته گان

گم کرده راه

شب ها گرسنه گان

بی کفش وبی لباس

درفصل جانگداز زمستان

درشامگاه سرد

درپشت درب بستۀ آسوده خفتگان

درانتظارلقمۀ نانی

تفقدی

فریاد می زنیم

خیرات...!

اما دریغ ودرد که ازبخت واژگون

فریاد ما به گوش کسان هست نارسا

ای برترازگمان

بخشنده- مهربان

تقصیرما زچیست؟

دستان ما به خون کسان

بهرحرص وآز

خونین نگشته است

ما خانه های بیگنهان را زروی خشم

ویران نکرده ایم

یا درلباس د ین

مال ومنال خلق به غارت نبرده ایم

یا ازهراس عزل مقام ونشاط وعیش

روشنگران خلق خدارا نکشته ایم

یا چون سیه دلان نفاق افگن وشریر

دررنج دیگران پی راحت نگشته ایم

چون اشک نوردفتراعمال ما صفا ست

وزهرچه هست درخورنفرین وذم رها ست

ای برترازگمان

بخشنده- مهربان

بنگرزمین چه سخت وبلند است آسمان

تنها تویی یگانه امیدی برایمان

آخرعنایتی

ما کودکان بیگنه ایم بی بضاعتیم

ما کودکان بیگنه ایم بی بضاعتیم.

/ 0 نظر / 16 بازدید