شناسنامه

  

((صدای ملی امروز اگر صدای ضعیفی بگوش ها میرسدفردا به غرش سهمگین مبدل خواهد شد...))محمد طاهر بدخشی                      شناســـــــنامه

گاه بر(( نسل کشی)) میتازند گاه بر
((اصل کشی))
نپذیرم، نپذیرم، نپذیرم هرگزجامه ی را که به من دوخته ییبه تن تو زیباستکونمایانگر فرهنگ نیاکان تو استهویتت،نام و نشانت همه وابسته به اوستحق آن هم با توست.لیک من جامه ی خود را دارمجامه ی را که نیاکان من از جنس ((پرند))سده ها پیش ز ((ابریشم جان)) بافته انداو همه چیز من استهویتم،ملیتم، عزت و ((فر)) و ((هنگم))ما همه انسانیمو بقول پدر معنویم:((بنی آدم اعضای یکدیگراند)):خون ما ریشه ی ما بیشه ی ما یکسان استلیک اندیشه ی ما یکسان نیست...!آنچه درچشم تو زیباست به چشم من نیستیاکه برعکسمن پذیرای همانم که بدان منسوبمنه مرا حق ستم بر سرتوستنه ترا نیز مجازهیچکس از دیگری برتر نیستجز به ((تقوا)) و عدالت خواهیگفت ((دستور که ای ((ظل خدا))بده ((دستور)) که هستی مقدورتا به ((دستور)) تو (( دستور)) ترا مشق کنندو بسوزند به ((دستور)) تو (( دستور)) خویشگرنپذرفت کسی این فرمانگیر شمشیر و چواسلاف ببرشان تو(( زبان))...؟همتباران من ای(( قوم جدا))این خیانت که به ملت کند هر ((ظل خدا))وای بر حال مادانهء ظلم نشاندن به زمینمیوه اش ظلمت و کینسایه اش شرم آگینبرگ و بارش نفرینتا ابد باد به فرهنگ ستیزان نفرین...!روز ((ضحاک )) و شب (( جمشید)) است((ابر)) کتمانگر این خورشید استعصر بیداد استگاه بر نسل کشی میتازندگاه بر((اصل))کشیهمتباران من ای قوم صبورشرممان باد که با (( رایت نور))خود بسوزیم به دستور (( ضحاکان )) ((دستور))به شکوهنده گیی ((کاوه))و (( جمشید)) و ((فریدون)) سوگندکه گذارم که درآیینه ی (( اصل و نسبم))نامی جزملیتم نقش دگر بگذارند((شاخه)) از(( ریشه)) جدا کی گردد((شاخه)) سرسبز زپیوند(( درخت)) است همیش((ما همانیم که بودیم و همان خواهد بود))و سرود که نیایم به نیایم میخواندنسل ما تا بقیامت به زبان خواهد راندمانمانیم و بماناد پس از ما این نظمگرم خواهد شدن از شعله ی جانها این بزمآریایست نژادمزاده ی (( شهر بدخشانم)) و ((تاجیک))تبارپاره ی پیکر خونین ((خراسان)) که بودمادر ((تاجیک)) و (( هزاره)) و (( ترک)) و ((افغان))((ازبک)) و ((پشه یی)) و ((نوری)) و ((ایماق)) و(( بلوچ))با تبار دیگر و رسم و دگر گونه ((زبان))وزبانم که بنازند بدان ((هندی و ترک))گنج دربار حکیمان که همان((دردریست))که سنایی و نظامی و عراقی و خیام و سعدیحافظ و مولوی و رودکی و خسرو و طوسیی بزرگو دگر بزرگران ادب و دانش و علمبنویشتند و بسفتند و سرودند به آنمنطق و فلسفه و حکمت و شعر و فرهنگ...!همتباران من ای قوم صبورنگذارید کزین توطــــئه جمع منفوربدهندمان(( نَسَب)) دیگرو نامی با زورنیست جز قطع سر از تن هدفی زین منشورنیست جز توطئه ی شوم دگرشان منظورهمتباران من ای قوم صبورشرممان باد بدین مصحلت اندیشی کورمرگمان باد بدین خاموشیننگمان باد بدین حق پوشیاین جبونیست،زبونیست، قصور است قصورنپذیرم،نپذیرم نپذیرم این زور............

/ 5 نظر / 31 بازدید
مرداد

سلام خدمت خراسانی بزرگوار خوشحالم که بروز شده ای پس از این هربار سر می زنم و تازه هارا خواهم خواند.

نجیب دهزاد

سلام دوست گرامی ایجاد ویبلاگ خراسان را برایتان تبریک می گویم. هر قدمی که در راه اعتلای فرهنگ این سرزمین برداشته میشود، در واقع باعث افتخار همه ماست. موفق باشید و سعادتمند.

کریمه ملزم

هزارها سلام خدمت شاعر با احساس بادرد واقعیت بین توانا و فرهیخته محترم خراسان پور نثار میدارم ! با حضور پر فروغ تان چون آفتاب جهان تاب در کلبه ی من نور و صفا آوردید و من را به وجود خود مفتخر نمو دید سپاس از همه لطف و و مهربانی های بی شمارت توانمندی قلم و وسعت الحامات تانرا تمنا دارم سعادت مند باشی .

هارون راعون

سلام اسماعیل نازنین! امید سر حال و سبز باشی. مادر جان برایم از صحبت اطلاع داد. پیامت چشمانم را روشن نمود. قربانت

غفران بدخشانی

خراسانپور عزیز درود آمدم سری بزنم و اهدای احترام کنم! به امید سرفرازی و بهروزیت بدخشانی